حسن حسن زاده آملى

94

هزار و يك كلمه (فارسى)

اينقدر ساده بود . مرحوم الهى در روز آخر عمرش تدريس فرمود ، و درسش تا آخرين روز زندگيش ترك نشده بود و در آن روز سرحال بود و هيچ آثار بيمارى نداشت و چون شب فرا رسيد كه خيلى به شب و سحر انس و علاقه داشت داعى حق را لبيك گفت . يعنى در شب سه‌شنبه دوازدهم ربيع الآخر 1393 هزار و سيصد و نود و سه هجرى قمرى مطابق 25 / 2 / 1352 هجرى شمسى مخاطب به خطاب يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي شده است و در فرداى آن شب از تهران به قم جنازه‌اش حمل و در وادى السلام به خاك سپرده شد . وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ . لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . اين چند جمله كه از خامهء نارساى اين خام به تحرير افتاد در حقيقت نامهء سركار اين بنده را به حرف آورد . روى تو ديدم سخنم روى داد * ز آينه طوطى به سخن درفتاد جمعه 13 ج 1 سنه 1393 ه ق - 25 / 3 / 1352 قم حسن حسن‌زاده آملى امّا نامهء دوّم : باسم الله خير الأسماء يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ( مجادله 12 ) وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً ( بقره 270 ) ز دام طبيعت پريدن خوش است * گل از باغ لاهوت چيدن خوش است بكاخ تجرّد نشستن نكوست * در آنجا رخ يار ديدن خوش است مى عشق نوشيدن از دست يار * از آن باده جان پروريدن خوش است